تبلیغات
امیر سلیمانی - اتهام یک ریاضی دان
 
امیر سلیمانی
                                                        
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

آقای غیاث الدین جمشید کاشانی ، معروف به جمشید کاشی بر نیمکت راهروی دادگاه ، غمگین نشسته است . قرار است دقایقی دیگر در حالی که لباس زندان بر تن دارد ، برود و از خود دفاع کند . اما بهتر است که به او نخندید که مثلا” چه دفاعی ؟ این را هم می دانیم . اما اتفاق است خبرکه نمی کند . آدم هم آدم است یک وقت دیدی خودت جای او قرار گرفتی . سراغش می روم و بعد از کلی تعارف و استدلال امیدوارش می کنم به این که بتواند از دادگاه تخفیف بگیرد . راضی که می شود ، مصاحبه را شروع می کنم :

- آقای غیاث الدین جمشید کاشانی ! آیا بهتر نیست شما قبل از آن که وصیت خود و آخرین حرف تان را در محضر عدالت بگویید ، برای خواننده های ما توضیح بدهید که جرم تان چیست ؟
- جرم من شکنجه بیش از حد است !
- اگر امکان دارد بیش تر توضیح بدهید . چه کسی را شکنجه کرده اید و هدف شما چه بوده است ؟

 

- من یک زبان بسته را شکنجه کرده ام به خاطر این که محاسبات ریاضی دان ها دقیق شود ، عدد زبان بسته ی پی ().
- ازنوع پاسخ دادن تان مشخص است که هنوز نسبت به این زبان بسته دشمنی دارید.
- بله درست است . به ما طوری یاد داده اند که این اعداد، شوم و نحس اند و بدبختی می آورند .
- چه کسانی ؟
- استادهای ریاضی دان ما .
- اگر امکان دارد داستان را از اول برای ما تعریف کنید .
جمشید به این جا که رسید آهی کشید در فکر فرو رفت و این طور گفت :
- ببینید همه ما می دانیم در طبیعت ، انسان چیزهایی تکراری می بیند . مثلا” دوتا ، سه تا یا چند تا از هر چیز . سرتان را درد نیاورم مصری ها اعداد خرده را هم وارد معامله کردند . آن ها به همه اطمینان دادند که عدد لازم نیست همیشه صحیح باشد بلکه روی خرده ی اعداد هم می شود حساب کرد و خودتان می دانید که کسر را اختراع کردند .
یک پرتقال برای دو نفر یعنی یک تقسیم بر دو . به هر کدام چقدر می رسد ؟
یک قسمت از دوقسمت ؛ پس کسر از تقسیم درست شد .
پس هر عدد درسته را هم می شود خردش کرد مثل صد تومانی که به پنج تا بیست تومانی یا چهار سکه بیست و پنج تومانی خرد می شود . این طوری همه ی اعداد را خرد و حقیر کردند . مثلا” اندازه ی محیط مربع نسبت به یک ضلعش چقدر است ؟ همه می دانید ۴ .


 

یا اندازه ی مساحت مربع نسبت به ضلعش چقدر است ؟ می شود خود ضلع .

 

یک روز یک معلم باهوش چینی برای تنبیه شاگردانش به آن ها مساله ای داد که در هیچ کتابی قبل از آن نیامده بود اول کلی توضیح داد تا بچه ها را قانع کرد که دایره یک شکل گوگولی و ناز است چرا ؟ چون تناسب اندام دارد ( مثل خود چینی ها ! ) . پس همه ی دایره ها باید اندازه ی محیط شان به قطرشان نسبت ثابتی داشته باشد . چرا مربع داشته باشد و دایره نداشته باشد ؟ پس اگر هر دایره ای را به همان اندازه که دلمان بخواهد بکشیم و محیط و قطرش را اندازه بگیریم  و اندازه ی محیط را بر اندازه ی قطر تقسیم کنیم یک عدد ثابت می شود که بعدها یونانی ها این عدد ثابت را پی   نامیدند .

یعنی دیگر می دانیم قطر هر دایره را باید چند برابر کنیم تا محیط آن را به دست آوریم و برعکس اگر محیط دایره را داشته باشیم تقسیم بر چند کنیم تا اندازه ی قطرش را بفهمیم که البته معمولا” دومی ، سخت تر می شود . سپس جمشید گفت : آن معلم چینی نمی دانست چه کار مهمی کرده است هر چند چینی ها همیشه فکر می کردند جواب ۵/۳ است. یونانی ها هم به دنبال این عدد گشتند اما هیچ کس مثل من شانس نیاورد . ما خیلی این در و آن در زدیم تا این که بالاخره گیر افتاد . من این عدد گم شده ی زبان بسته را تنها که گیر آوردم با ترفندهایی شکنجه کردم و از زیر زبانش حرف کشیدم .
- می شود بهتر توضیح بدهید ؟
- ترفندهای مرا شما نمی فهمید فقط ریاضی دان ها می فهمند اما سعی می کنم اهمیت و هیجان داستان را کمی بیش تر به شما نشان دهم .
- خب حالا توضیح بدهید شما چه کاری انجام داده اید ؟
- بنده ارقام عدد  را آن قدر دقیق حساب کردم که سه قرن بعد از من کسی نتوانست آن را دقیق تر کند ، حتی اروپایی ها !
- ریاضی دان ها کلاً چه مدت این عدد را شکنجه داده اند ؟
- این طوری نمی شود جواب داد فقط می توان گفت هزار سال که روی شاخش است .
- به عنوان آخرین حرف یا وصیت چه چیزی برای گفتن دارید ؟
- می خواستم به دیگران بگویم زرنگی هم حدی دارد ، اما زیبایی نه . ریاضی گرچه حیله است اما از بس زیباست هیچ کس نمی تواندبعدازآن که دچارش شدیا آلوده اش شد،ترکش کند . من هم نمی توانم . به عنوان حرف آخر از کسانی که بعد از من به این دام می افتند می خواهم اگر خواستند از این گونه اعداد حرف بکشند بدانند چه سوالاتی باید بپرسند که این طوری نه وقت خودشان را تلف کنند و نه جان و عمر آن بیچاره ها را.
من کم کم با غیاث الدین جمشید خداحافظی می کنم و او  را با اتهاماتش تنها می گذارم بالاخره او احتیاج به تفکر دارد تا برای دفاع در دادگاه خود را آماده کند .

منبع :ماجراهای حسابی
سرگذشت پیدایش اعداد





نوع مطلب :
برچسب ها :